مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
مقدمه و فهرست 36
طب اكبرى ( فارسى )
[ 408 ] فصل بيست و هشتم : ذهاب بصر در مظامير و حبوس مظلمه ؛ يعنى مرضى كه هنگام رفتن در جاهاى تاريك ، نابينائى ايجاد مىشود . [ 409 ] فصل بيست و نهم : خفش ؛ كه نوعى ضعف ديد است كه بر روشنائى نمىتوانند نگاه كنند . [ 410 ] فصل سىام : قمور ؛ كه ضعف چشم از نگاه كردن به روشنائىهاى شديد چون برف مىباشد . [ 411 ] فايده : امكان حدوث رمد از نگاه بر برف و علاج آن . [ 412 ] فصل سى و يكم : سلّ العين ؛ كه لاغرى كرهء چشم است . [ 413 ] قسم اول : سل العين در پيران [ 414 ] قسم دوم : سل العين در جوانان [ 415 ] امكان ايجاد سلّ العين از استعمال مخدّرات در امراض چشم . [ 416 ] فصل سى و دوم : جحوظ ؛ كه كرهء چشم به بيرون جهيده مىشود . [ 417 ] فصل سى و سوم : بغض العين للشعاع ؛ يعنى بيننده از نظر كردن بر نورها ، گريزان است . [ 418 ] فصل سى و چهارم : كمنه ؛ كه هنگام بيدارى از خواب ، چنين پنداشته مىشود كه خاك يا ريگ در چشم است . [ 419 ] فصل سى و پنجم : استرخاء الجفن ؛ كه استرخاى پلك بالايى است . [ 420 ] فايده : طريق فصد رگهاى درون بينى و فوايد فصد آنها . [ 421 ] طريق « تشمير » كه نوعى جرّاحى در امراض چشم است . [ 422 ] فصل سى و ششم : التصاق الجفن ؛ كه به هم پيوستن پلكها است . [ 423 ] فصل سى و هفتم : شتره ؛ كه كوتاهى پلك چشم است . [ 424 ] فصل سى و هشتم : شرناق ؛ كه زائدهيى است كه بر روى پلك مىرويد . [ 425 ] فايده : هر مرضى كه علاجش با عارضهيى همراه باشد ، قانون كلى اين است كه ابتدا در علاج آن عارضه كوشند . [ 426 ] فصل سى و نهم : عقده ؛ كه نوعى زائدهء غده مانند است كه بر پلك مىافتد . [ 427 ] فصل چهلم : شعر منقلب و شعر زائد ؛ كه مو بر موضع مژه برويد و به سوى درون چشم يا بيرون برود . [ 428 ] طريق چسبانيدن موى زايد با موى طبيعى و داغ كردن بن مو و دوختن مو به محل ( نظم ) و تشمير ( بريدن پلك ) . [ 429 ] فصل چهل و يكم : انتشار الأهداب ؛ يعنى ريزش مژهها . [ 430 ] فايده : علاج ريزش موى ابرو و اهميت وجود ابروها در امر بينائى . [ 431 ] فصل چهل و دوم : بياض الاهداب ؛ يعنى سفيد شدن مژهها . [ 432 ] فصل چهل و سوم : جرب الأجفان . [ 433 ] فايده : مرضى كه مادهاش از ابخرهء حاره باشد ، چنين مادهيى در باطن عضو